چند ماه بود که ندیده بودمش درست از محرم۸۸ ،دل تنگی بود و هوای آن شیخ گرامی که رهایم نمی کرد تا اینکه حدودا بعد از ۱۱ ماه در یک فرصت مناسب که به کاشمر آمده بودم به سراغش رفتم در مدرسه نوساخته ای که آرزوها برایش داشت و به قول خودش میبایست روزی تبدیل به مرکز استعدادهای درخشان حوزه های علمیه خراسان شود.
مثل همیشه با چاشنی لبخند و با سینه ای گشاده به استقبالم آمد صمیمی و مهربان و خودمانی، ساعتی در دفتر مدیریت حوزه حاج شیخ کاشمر میهمانش بودم رنگ اش زرد شده بود دیابت داشت کار خودش را می کرد از درجه قندش پرسیدم و احوالش و وضع خونش ،پاسخی مختصر داد ، اوضاع جسمی اش را رها کرده یکراست به اوضاع جامعه پرداخت :
«ما که از پارسال شادی ندیدیم » !!!!!!؟؟؟؟؟
داغی به دل داشت تو گویی که از درون می سوخت برای ما جوانان نگران بود نگران بود که نکند دین خدا را رها کنیم از برخی رفتارها که باعث می شد جوانان از دین گریزان شوند متاسف بود می گفت عاشورای ۸۸ پس از خطابه های دردمندانه ای که در بیت الزهرائ حسینیه شهدا ایراد نموده از یکی از نهادها با او تماس داشته اند و ساعتی هم کلام اش بوده اند دردمندانه می گفت:« بهشون گفتم شما از مسئولین برای من وقت بگیرین تا من واقعیتهای جامعه رو بهشون بگم....» دیگر آرام وقرار نداشت
شب عاشورای ۸۹ در حسینیه شهدا مفتخر به شنیدن سخنانش بودم منبر نبود خورشید بود که می سوخت داغی به دل داشت فریاد می زد:باید دست به دست هم بدهیم و کشور رابسازیم میگفت ما در ایران یزیدی نداریم برادر کشی نکنید.
شب شام غریبان برای آخرین بار دیدمش و به امید اینکه سال بعد هم پای منبرش بنشینم از هیات شهدا خارج شدم به دلایلی نگرانش بودم قصد داشتم همین روزها از دوستان جویای احوالش شوم امروز صبح اما یکی از دوستان پیامک داد که :حجت الاسلام والمسلمین محمد علی عربی دار فانی را وداع گفت.
گویا امروز صبح مثل هر روز عاشقانه به مدرسه حاج شیخ کاشمر می رود و از جوار قرآن و کتب حدیث و کتب دینی از جوار کاشی های آبی و مقرنس ها برای دیدار دوست پر می گشاید.
«بزرگ بود و از اهالی امروز
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید
صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد
و مهربانی را به سمت ما کوچاند
به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد»
امشب اما او آرام است و دیگر داغی ندارد بعید نیست که اکنون شهدا و اولیا به استقبالش رفته باشند و او سرفراز و سینه ستبر به قدسیان فخر بفروشد
روحش شاد
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت:
اوضاع روحی خوبی ندارم شاید نوشته ام حق مطلب را ادا نکرده باشد .معذورم