تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

شهر من(به بهانه فاجعه قوژد کاشمر)

شهر من !

که چند لکه ابر تیره روز بی حیا

آسمان آبی تو را

لکه دار کرده اند

شهر من !

که باغ های سیب و سبری و گلابی تو را

عده ای تبر به دست

سوگوار کرده اند

*

گرچه دورم از تو دور

شک ندارم این که مردم نجیب تو

از تو دل نمی کنند

شک ندارم این که باغ های سیب تو

نام روشن تو را

در جهان دوباره می پراکنند

*

 شک ندارم این که کوه ها دوباره هیبت تورا

شکوهمند می کنند

شک ندارم این که مردهای مرد

باز هم تو را

 سربلند می کنند

*

کوه سرد سر به زیری ات

قطره قطره آب می شود

شهر من بخند وباز هم بخند

شک ندارم این که :

آفتاب می شود ....

این شعر متعلق به آقای سعید بیابانکی است و ایشان تحت تاثیر فاجعه خمینی شهر آن را سروده اند تشابه جنایت خمینی شهر و کاشمر مرا برآن داشت تا این شعر را به شهرم و مردمش نثار کنم 

منبع:http://www.sangcheeen.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 16:11  توسط امیر حیدریان  | 

داغ بالابلندان

چند ماه بود که ندیده بودمش درست از محرم۸۸ ،دل تنگی بود و هوای آن شیخ گرامی که رهایم نمی کرد تا اینکه حدودا بعد از ۱۱ ماه در یک فرصت مناسب که به کاشمر آمده بودم به سراغش رفتم در مدرسه نوساخته ای که آرزوها برایش داشت و به قول خودش میبایست روزی تبدیل به مرکز استعدادهای درخشان حوزه های علمیه خراسان شود.

مثل همیشه با چاشنی لبخند و با سینه ای گشاده به استقبالم آمد صمیمی و مهربان و خودمانی، ساعتی در دفتر مدیریت حوزه حاج شیخ کاشمر میهمانش بودم رنگ اش زرد شده بود دیابت داشت کار خودش را می کرد از درجه قندش پرسیدم و احوالش و وضع خونش ،پاسخی مختصر داد ، اوضاع جسمی اش را رها کرده  یکراست به اوضاع جامعه پرداخت :

«ما که از پارسال  شادی ندیدیم » !!!!!!؟؟؟؟؟

داغی به دل داشت تو گویی که از درون می سوخت برای ما جوانان نگران بود نگران بود که نکند دین خدا را رها کنیم از برخی رفتارها که باعث می شد جوانان از دین گریزان شوند متاسف بود می گفت عاشورای ۸۸ پس از خطابه های دردمندانه ای که در بیت الزهرائ حسینیه شهدا ایراد نموده از یکی از نهادها با او تماس داشته اند و ساعتی هم کلام اش بوده اند دردمندانه می گفت:« بهشون گفتم شما از مسئولین برای من وقت بگیرین تا من واقعیتهای جامعه رو بهشون بگم....» دیگر آرام وقرار نداشت  

شب عاشورای ۸۹ در حسینیه شهدا مفتخر به شنیدن سخنانش بودم منبر نبود خورشید بود که می سوخت داغی به دل داشت فریاد می زد:باید دست به دست هم بدهیم و کشور رابسازیم میگفت ما در ایران یزیدی نداریم برادر کشی نکنید.

شب شام غریبان برای آخرین بار دیدمش و به امید اینکه سال بعد هم پای منبرش بنشینم از هیات شهدا خارج شدم  به دلایلی نگرانش بودم قصد داشتم همین روزها از دوستان جویای احوالش شوم امروز صبح اما یکی از دوستان پیامک داد که :حجت الاسلام والمسلمین محمد علی عربی دار فانی را وداع گفت.

گویا امروز صبح مثل هر روز عاشقانه به مدرسه حاج شیخ کاشمر می رود و از جوار قرآن و کتب حدیث و کتب دینی از جوار کاشی های آبی و مقرنس ها برای دیدار دوست پر می گشاید.

«بزرگ بود و از اهالی امروز   

 و با تمام افق های باز نسبت داشت     

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید

صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود

و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد

 و مهربانی را به سمت ما کوچاند

به شکل خلوت خود بود

و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد»

امشب اما او آرام است و دیگر داغی ندارد بعید نیست که اکنون شهدا و اولیا به استقبالش رفته باشند و او سرفراز و سینه ستبر به قدسیان فخر بفروشد

                                                                                                روحش شاد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پانوشت:

اوضاع روحی خوبی ندارم شاید نوشته ام حق مطلب را ادا نکرده باشد .معذورم

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 19:13  توسط امیر حیدریان  | 

اندکی این مثنوی ....!

نمیدانم چه حکمتی است که در این روز و شبی که از هر سویش موضوعی می بارد (علاوه بر وقایع روزمره جامعه) با بهبود کامپیوترم توفیق یافتم بنویسم:

شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم. انّا انزلناه فی لیلهِ القدرِ. وَما ادریکَ ما لیلهُ القدرِ. لیلهُ القدرِ خَیرٌ مِنْ الفِ شَهرٍ، تَنَزَّلُ الملآئکهُ والروحُ فیها بِاذنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِ امرٍ، سلامٌ هِیَ حَتَّی مَطلَعِ الفجرِ.

باشد که همه در این شب قدر انسانیت خویش را دریابیم و قدم در مسیری نهیم که هرگز بر لحظات گذشته خویش افسوس نخوریم!

علی

در این شبی که علی از ضربت ابن ملجم به حق ملحق میگردد به این می اندیشیدم که در جامعه شیعی خود تا چه اندازه قدم در راه شناخت علی برداشته ایم و اینک آیا میتوانیم مدعی شویم که بعد از ۴۰ سال از آن شب ۲۱ رمضان سال ۴۸ که شریعتی فریاد میزد علی تنهاست! بگوییم علی دیگر تنها نیست!

آیت الله طالقانی

امروز سی امین سالگرد رحلت این مبارز نستوه است که از ییشگامان انقلاب اسلامی بود. در مطالبی که در پیش از این درباره این مرد عظیم نوشتم خصایل و مبارزاتش را برشمردم اما امسال چیز دیگری در او جستجو میکنم که از او فردی ساخت که رژیم شاهنشاهی حتی از زندانی او وحشت داشت چراکه او از همانجا مردم را هدایت میکرد و نیازی به مسجد هدایت نداشت و امروز در جامعه ای که او سنگ بنایش را با خون جگر بنا نهاد از برگزاری مراسم سالگردش ممانعت میشود!

۱۱ سپتامبر

حادثه ای که علاوه بر برج های دوقلو دنیا را لرزاند و هنوز بعد از ۸ سال از اصل آن قضیه اطلاعات بارزی در دست نیست و اینک زمزمه هایی از کشور سوم متهم در آن حادثه به گوش می رسد که اگر صحت داشته باشد بعد از افغانستان و عراق چشم هایی نگران اوست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:1  توسط حسین افشاری  | 

وزیر علوم دولت مهر پرور

بگم! بگم! بگم! بگم! ....

داستان غم انگیز توهین و تهمت و افتراهای محمود احمدی نژاد خیلی زودتر از آنی که فکرش را می کرد دامانش را گرفت و به قول معروف "کوزه گر در کوزه افتاد" مذاکره وزیر علوم دولت نهم‏اش با وزیر علوم رژیم صهیونیستی خیلی زودتر از آنکه فکرش را می کرد رو شد؛ نگارنده قصد آن ندارد که چیزی پیرامون این موضوع بنویسد فقط شما را ارجاع می دهم به مطلبی که در مورد پروفسور زاهدی نوشته بودم و اینکه من هیچ‏گاه قبول نخواهم کرد صداقت اینان را ...

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 18:58  توسط مسعود یزدانی  | 

آزمون بزرگ روحانیت

آيت الله خميني پس از ورود به ايران در سال 57 شمسي نظامي را پايه گذاري كرد كه از صدر تا ذيل آن در كف اختيار روحانيت است  امتيازات و جايگاه ويژه اي كه روحانيت شيعه در اين نظام برخوردار است در طول تاريخ بي سابقه و بي نظير بوده حتي سلسله صفوي - مشابه سلطنتي نظام جمهوري اسلامي - نيز چنين اختيارات و جايگاهي به روحانيت نداده بود چرا كه در آن حكومت هر چند روحانيت از جايگاه خاصي برخوردار بود اما  باز هم بايد تحت حكومت يك سلطان مي زيست  اين بار اما در نظام جمهوري اسلامي فرد اول حكومت يك روحاني است آن هم با شرايط خاصي كه در قانون اساسي براي رهبر مطرح شده است اقتدارات رهبر در اين نظام ؛حتي در مقايسه با كشورهايي مانند ايالات متحده كه از نظر حقوقي- رژيم رياستي بر آن حاكم است  بيشتر است

 روحانيون ايران در تمام سه دهه گذشته در تلاش بودند كه ثايت نمايند دين و سياست با هم در آميخته اند شايد بزرگترين برچسبي كه آنها به مخالفان خود نسبت مي دادند اين بود كه فلاني معتقد است دين از سياست جداست.

 پس از انتخابات رياست جمهوري دهم ؛ اما روحانيت ايران در ورطه ي آزمون جديدي غلطيده است اين بار توده هاي مردم  كه كاري به اين مباحث ندارند منتظر واكنش روحانيتند آنان منتظرند ببينند روحانيتي كه هميشه براي آنها از اخلاق ائمه سخن مي گفته اينبار در برابر برخوردهاي غيرقانوني ،غيرشرعي و غير اخلاقي حكومت چه خواهد كرد؟

 اين بار موضوع اين نيست كه آيا دين از سياست و يا حكومت جداست يا نه؟ موضوع امروز جامعه ايراني اينست كه نهادهاي ديني در برابر مرگ و زندگي انسانها چه واكنشي نشان مي دهند؟

 روحانيت شيعه كه همه ساله از حسن برخورد علي (ع) با قاتل خود و تاكيد ايشان مبني بر اينكه قاتل مرا فقط با يك ضربه مجازات كنيد دم ميزدند اين بار بايد در عمل نشان دهند كه در برابر كشته شدن انسان هايي كه نه تنها قتلي مرتكب نشده اند بلكه فقط پاره اي مطالبات سياسي دارند چه خواهند كرد؟ دين در ايران با زندگي مردم درآميخته است و شايد در اثر سوئ رفتار حكومت ،به طور مقطعي آسيب ببيند اما همچنان پابرجا خواهد ماند سخن اينست كه نهاد ها و سازمانهاي وابسته به دين چه سرنوشتي پيدا خواهند كرد؟ محرم آينده و محرم هاي پس از آن؛ آن گاه كه روحانيان بر فراز منبر مي گويند كه امام حسين به لشگر يزيد كه راه راو آب را بر ايشان بسته بود آب داد و حتي حيوانات آنان را نيز سيراب كرد مردمي كه پاي منبر نشسته اند از خود خواهند پرسيد آيا هموطنان آنها كه به خاطر مطالبات سياسي خود كشته شدند از يزيد بدتر بودند كه حكومت چنين برخوردي با آنها كرد ؟يا اساسا حكومتي كه خود را به آن مكتب سنجاق كرده است درك  درستي از آموزه هاي امام حسين و دين اسلام ندارد ؟

به راستي روحانيت چه خواهد كرد ؟ سكوت ؟شركت در درسهاي طلبگي؟ دل خوش كردن به حمايتهاي مالي دولت؟ و...... ؟ يا مقايسه ي وقايع اخيربا آموزه هاي دين و سپس در پيش گرفتن موضعي كه ناشي از آموزه هاي دين اسلام ونه علايق حكومت ايران است؟

چندي پيش رهبري ايران اعلام نمود نخبگان مراقب باشند كه شكست در اين آزمون  به معناي مردودي نيست بلكه به معناي سقوط است هرچند روي سخن رهبر با ديگران بود اما مي توان چنين آزموني را براي نهادهاي وابسته به دين نيز متصور بود روزهاي آينده نشان خواهد داد كه روحانيت در اين آزمون چه خواهد كرد؟

                                                                                         تاكلام بعدي بدرود 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 13:44  توسط امیر حیدریان  |